سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
صنعتخودرو ایران برای تعیین مسیر آینده خود باید ابتدا به یک پرسش اساسی پاسخ دهد: قرار است در دهه آینده چه جایگاهی در زنجیره جهانی خودرو داشته باشد؟ پاسخ به این پرسش نمیتواند صرفا افزایش تولید، عرضه چند محصول جدید یا حرکت مقطعی به سمت خودروهای برقی باشد. آنچه نیاز داریم، راهبردی صنعتی است که اهداف، اولویتهای فناوری، منابع مالی، مسئولیت دستگاهها و شاخصهای ارزیابی عملکرد را بهصورت روشن مشخص کند.
نمایشگاه خودرو پاریس نشان میدهد رقابت جهانی دیگر تنها بر سر طراحی بدنه، قدرت موتور یا قیمت تمامشده نیست. حضور گسترده خودروسازان چینی و تمرکز آنها بر خودروهای برقی، شارژ سریع، سامانههای هوشمند و امکانات رفاهی پیشرفته، بیانگر تغییر معیارهای رقابت است. خودروسازان چینی اکنون تلاش میکنند علاوهبر بازار خودروهای اقتصادی، بخش خودروهای گرانقیمت را نیز پوشش دهند و با تکیه بر فناوری، جایگاه برندهای باسابقه اروپایی را بهچالش بکشند.
از سوی دیگر، رونمایی تسلا از رودستر مجهز به سامانههای پیشرانش هوایی، فارغ از آنکه این فناوری چه زمانی به محصولی قابل استفاده عمومی تبدیل شود، نشان میدهد شرکتهای پیشرو چگونه مرزهای مهندسی را گسترش میدهند. البته نباید میان نمایش فناوری و محصول آماده تولید انبوه تفاوت را نادیده گرفت؛ اما پیام صنعتی این تحولات روشن است: شرکتهایی که سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه دارند، میتوانند حتی پیش از تجاریسازی کامل یک فناوری، مسیر رقابت آینده را تحتتاثیر قرار دهند.
در چنین شرایطی، تداوم رویکرد کوتاهمدت در صنعتخودرو ایران، هزینه عقبماندگی را افزایش میدهد. سیاستگزاری نباید به تنظیم مقطعی قیمت، تعیین برنامههای فروش یا حل بحران نقدینگی خودروسازان محدود بماند. این اقدامات ممکن است برای مدیریت مشکلات جاری ضروری باشند، اما جای راهبرد صنعتی را نمیگیرند.
نخستین اولویت باید تعیینتکلیف فناوریهای پیشرانه باشد. ایران بهدلیل محدودیت منابع مالی و شرایط تامین قطعات، نمیتواند بدون اولویتبندی همزمان در همه فناوریها سرمایهگذاری کند. توسعه موتورهای کممصرف، بهبود راندمان قوای محرکه فعلی، تولید خودروهای هیبریدی و توسعه تدریجی خودروهای برقی باید براساس هزینه، زیرساخت انرژی، توان زنجیرهتامین و نیاز بازار دنبال شود. در این میان، فناوری هیبریدی میتواند در دوره گذار، گزینهای عملی برای کاهش مصرف سوخت باشد؛ مشروط بر آنکه توسعه آن به برنامهای مشخص برای داخلیسازی قطعات، انتقال دانش فنی و افزایش تیراژ متصل شود.
اولویت دوم، بازتعریف مفهوم ساخت داخل است. داخلیسازی واقعی صرفا به افزایش سهم قطعات تولیدشده در کشور محدود نمیشود؛ بلکه باید توان طراحی، مهندسی، آزمون، تولید قطعات پیشرفته و توسعه نرمافزار را نیز در بر بگیرد. اگر صنعتخودرو همچنان برای اجزای راهبردی، سامانههای الکترونیکی و فناوریهای حساس به تامینکنندگان خارجی وابسته بماند، افزایش تیراژ بهتنهایی تابآوری صنعتی ایجاد نخواهد کرد. بنابراین، همکاری خودروسازان با شرکتهای دانشبنیان و قطعهسازان باید بر اساس پروژههای مشخص، زمانبندی روشن و شاخصهای فنی قابل سنجش سازماندهی شود.
مساله سوم، ثبات در سیاستگزاری و مدیریت است. خودروسازی صنعتی سرمایهبر و بلندمدت است و توسعه یک محصول جدید، به زمان، منابع مالی و تصمیمگیری مستمر نیاز دارد. تغییرات پیدرپی مقررات، مداخلات روزمره در مدیریت شرکتها و نبود افق روشن برای قیمتگذاری و سرمایهگذاری، انگیزه توسعه محصول را تضعیف میکند. دولت باید از تصدیگری فاصله بگیرد و نقش خود را بر تنظیمگری، نظارت بر کیفیت، حمایت هدفمند از فناوری و تضمین رقابت سالم متمرکز کند. حمایت نیز نباید بدون شرط باشد؛ برخورداری از منابع و امتیازات باید به تحقق اهدافی مانند افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت، کاهش مصرف سوخت و توسعه فناوری وابسته شود.
در کنار این موارد، صنعتخودرو ایران به راهبرد صادراتی نیاز دارد. محصولی که فقط با شرایط حمایتی بازار داخلی امکان فروش داشته باشد، هنوز به مزیت رقابتی پایدار نرسیده است. طراحی خودرو باید از ابتدا نیاز بازارهای هدف، الزامات ایمنی، استانداردهای آلایندگی، هزینه نگهداری و شبکه خدمات پس از فروش را در نظر بگیرد. حضور در بازارهای منطقهای نیز زمانی پایدار خواهد بود که صادرات از فروش مقطعی فراتر برود و به شبکهای از خدمات، تامین قطعات و پشتیبانی فنی متکی شود.
درنهایت، راهبرد توسعه صنعتخودرو باید سندی اجرایی و الزامآور باشد، نه مجموعهای از اهداف کلی و وعدههای پراکنده. این سند باید سهم مشخصی برای تحقیق و توسعه، برنامه زمانبندی توسعه محصولات، مسیر ارتقای زنجیرهتامین و شاخصهای قابل ارزیابی تعیین کند و مسئولیت تحقق هر هدف را به نهادی مشخص بسپارد.
نمایشگاه پاریس و تجربه شرکتهایی مانند تسلا یادآور میشود که فاصله میان صنعت امروز و فناوری فردا، با تصمیمهای مقطعی پر نمیشود. ایران برای حفظ ظرفیت تولید و اشتغال خود باید از مدیریت بحرانهای تکرارشونده عبور کند و بهسمت توسعه توان مهندسی، سرمایهگذاری هدفمند و رقابتپذیری حرکت کند. مساله اصلی این نیست که چه زمانی خودرو پرنده خواهیم ساخت؟ مساله این است که آیا امروز برای طراحی و تولید خودروهای رقابتی فردا برنامهای روشن داریم یا همچنان به اداره روزمره بازار بسنده میکنیم؟
